---
type: BookChapter
work_id: '516'
book_url: https://nasa.misia.sk/books/1232
book_markdown_url: https://nasa.misia.sk/books/1232.md
language: fa
position: 121
canonical_url: https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572
markdown_url: https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572.md
markdown_source: converted
updated_at: '2019-09-24T11:16:02Z'
translations:
  fa: https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572.md
---

# نگاهي به مكاشفهc

## فصل دهم: رؤیای انتقالی

كتابچهاي گشوده
 خداوند در مقام فرشتة عهد

باب دهم مابین كرناي ششم و هفتم قرار دارد. به یاد دارید كه این موضوع دربارة باب هفت نیز صدق ميكند. این باب بین مهر ششم و هفتم قرار دارد. ما در اینجا باب ده را به طور خاص مورد بررسي قرار ميدهیم. ترتیب بندي زماني حوادث نب ّوتي بسیار مهم است. ما باید یك درك صحیح از واژة كلیدي این قسمت داشته باشیم، زیرا ما را به درك محتواي این بخش، یعني آن چه اخبار شده، رهنمون ميسازد. «و دیدم فرشتة زورآور دیگري را كه از آسمان نازل ميشود كه ابري در بردارد، و قوس قزحي بر سرش و چهرهاش مثل آفتاب و پایهایش مثل ستونهاي آتش.» ( مكاشفه

۱0 : ۱ )

در متن اصلي، یك واژة واحد براي فرشته و فرستاده یا پیغامآور به كار رفته است A GG E L O S زماني كه خداوند به عنوان فرشته ظاهر ميشود، سخن از یك پیغام است. خادماني كه حامل یك پیغام خاص هستند، از آنها با

عنوانفرشتهیادميشود.(ح ّجي۱3:۱ملاّكي۱:3لوقا۲7:7عبرانیان۲:۱3مكاشفه۲–3...)دربخش د ّوم ملاّكي 3 : ۱ ظهور یهوه صبایوت به عنوان فرشتة عهد [ در متن عبري اصلي از كلمه ملك استفاده شده است كه به معني فرشته، فرستاده و رسول است - مترجم ] كه ناگهان به هیكل خود ميآید اخبار شده است. به همین ترتیب از كسي هم كه قرار است راه خداوند را مه ّیا كند با عنوان"فرشتة او"یاد ميشود. زماني كه گرداگرد فرشته با رنگین كمان پوشیده ميشود، گویاي مأمور ّیت او در رابطه با عهد است. رنگین كمان نشانة عهد خدا با انسان است. ( پیدایش 9 : 8

- ۱7 )

در طول تاریخ، خداوند خدا به دفعات به صورت تئوفاني ظاهر شده است، كه نمونة آن در باغ عدن نیز مشاهده ميشود. او در كوه سینا هم با همین كیف ّیت ظاهر شد تا با قوم پیمان ببندد. از آن زمان به بعد از وي به عنوان"فرشتة عهد" یا"فرشتة حضور وي"یاد ميشود. ( اشعیا ۶3 : 9) این واقعه چنین گزارش شده است: «و چون چهل سال گذشت، در بیابان كوه سینا، فرشتة خداوند در شعلة آتش از بوته به وي ظاهر شد. موسي چون این را دید از آن رؤیا در عجب شد و چون نزدیك ميآمد تا نظر كند، خطاب از خداوند به وي رسید كه منم خداي پدرانت، خداي ابراهیم و خداي اسحاق و

خداي یعقوب. آنگاه موسي به لرزه در آمده، جسارت نكرد كه نظر كند.» ( اعمال 7 : 30 - 3۲ )

«همین است آن كه در جماعت در صحرا با آن فرشتهاي كه در كوه سینا بدو سخن ميگفت و با پدران ما بود و كلمات زنده را یافت تا به ما رساند.» ( اعمال 7 : 38 )

در آخرین كتاب عهد عتیق، یعني در ملاّكي 3 : ۱ چنین نوشته شده است: «اینك من رسول خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روي من مه ّیا خواهد ساخت و خداوندي كه شما طالب او ميباشید، ناگهان به هیكل خود خواهد آمد، یعني آن رسول عهدي كه شما از او مسرور ميباشید. هان او ميآید! قول یهوه صبایوت این است.» ( ملاّكي 3 : ۱ ) بخش ا ّول این آیة نب ّوتي در خدمت یوحنّاي تعمید دهنده محقّق شد كه عهد جدید هم این مطلب را تأیید ميكند. ( متي ۱۱ : ۱0 مرقس ۱ : ۲ لوقا 7 : ۲7 ) و بخش د ّوم این نب ّوت در رابطه با اسرائیل است. این مسئله از مطالعة متن آشكار ميشود.

جالب آن است كه در هیچ كدام از آیاتي كه به عهد جدید مربوط ميشوند از خداوند به عنوان فرشتهیا رسول عهد یاد نميشود. نتیجه این كه این عنوان به كار او در رابطه با اسرائیل مربوط ميشود. به عبارت دیگر، با قومي كه در سینا عهد بسته است.

برقراري عهد جدید به ظهور خداوند خدا در ظاهر یك فرشته مربوط نميشود، بلكه سخن از ظهور خداي انسان شده در قالب پسر است. زماني كه او عهد جدید را به واسطة خون خود با قوم ميبست. ( متي ۲۶ : ۲۶ - ۲8 و ... ) چهرة وي مانند آفتاب نميدرخشید. زماني كه گناه جهان را حمل ميكرد، یك مرد دردمند بود. وي چهره و جمالي نداشت كه مشتاق او باشیم. ( اشعیا 53 : ۲ - 3 ) در جلجتا نه یك رنگین كمان، بلكه تاجي از خار بر سر داشت، تاجي كه انسان

بر سرش نهاده بود.

براي درك بهتر باب ده، لازم است تو ّجه بیشتري به جزئیات بكنیم. در آن زمان خداوند نه پسر انسان است، نه پسر خدا و نه پسر داوود. او ابري در بر و رنگین كماني بر سر دارد. رنگین كمان به عهد مربوط ميشود. چهرة وي مانند آفتاب ميدرخشد ( متي ۱7 : ۲ مكاشفه ۱ : ۱۶ ) خداوند به همراة فدیه شدگان یا فرشتگان آسماني نميآید. او تنها ميآید و فریادي بلند مانند غرش شیر دارد. همان طور كه یوسف در ملاقات د ّوم، هو ّیت خود را به برادرانش آشكار كرد. ( پیدایش 45 و اعمال 7 : ۱3 ) به همین ترتیب خداوند پس از بزم نكاه، عروس خود را در آسمان گذاشته و به تنهایي نازل ميشود تا خود را به برادرانش، یعني یهودیان بشناساند. این كیف ّی ِت ظهور د ّوم خداوند است. در آن لحظه كتابچة اسرارآمیز كه قرار بود تا زمان آخر بسته و مختوم باشد. ( دانیال ۱۲ : 4 و مكاشفه 5 ) باز شده و در دستهاي او

است. این به این مفهوم است كه این رخداد تنها پس از باز شدن مهرها و كتاب اسرارآمیز محقّق خواهد شد.

«و در دست خود كتابچهاي گشوده دارد و پاي راست خود را بر دریا و پاي چپ خود را بر زمین نهاد؛ و به آواز بلند، چون غرش شیر صدا كرد؛ و چون صدا كرد، هفت رعد به صداهاي خود سخن گفتند.» ( مكاشفه ۱0 : ۲ ) خداوند صاحب اصلي آفرینش خود است. از او به عنوان وارث جمیع ملل یاد شده است. ( مزمور 8۲ : 8 ) او پیش از برقراري ملكوتنازلميشودتااّدعايمالكّیتخودرامطرحكند.ماميتوانیممفهومنمادینپایهایيراكهبرزمینودریانهاده ميشوند با این پیغام خدا به یوشع درك كنیم: «هر جایي كه كف پاي شما گذارده شود به شما دادهام، چنان كه به موسي

گفتم.» ( یوشع ۱ : 3 )

خواست اصلي پروردگار این بود كه سلطنت زمیني را به انسان واگذار كند، ولي شیطان از طریق مار، انسانهاي نخستین را فریب داد و این مقام عالي را از آنها گرفت. به این ترتیب انسانها و تمامي زمین زیر یوغ شیطان رفتند. زماني كه مسیح تن گرفت و بر زمین آمد، شیطان پیشنهاد كرد كه همة ممالك دنیا را به او بدهد، ا ّما عیسي نپذیرفت. زیرا ابتدا لازم بود كه انسان و خلقت از طریق عمل فدیه از تسلّط شیطان آزاد بشوند. پس براي تحقّق فدیة انسانها و آشتي آنها با خدا خون عیسي بر زمین ریخته شد. ولي نقشة اصلي خدا براي بشر ّیت محقّق خواهد شد و ما دوباره وارثان خدا و هم ارث با مسیح خواهیم بود. خداوند به عنوان مالك زمین و دریا بر آنها قدم ميگذارد تا نشان دهد كه ملكوت خود را به

دست گرفته است.

«و به آواز بلند، چون غرش شیر صدا كرد؛ و چون صدا كرد، هفت رعد به صداهاي خود سخن گفتند.» ( مكاشفه ۱0 : 3 ) بر خلاف اعتقاد دستهاي از افراد، هفت رعد هنوز فریاد بر نیاوردهاند. آنها در صورت تحقّق شرایط فوقالذكر فریاد خود را بر خواهند آورد. مكاشفة هفت رعد و تحقّق آنها به كلیسا - عروس مربوط نیست. آن چه كه هفت رعد گفتند مكشوف نخواهد شد بلكه خدا گفتههاي خود را محقّق خواهد كرد. آن چه هفت رعد گفتند ممكن نیست كه به ظهورهاي عیسي مسیح و بازگشت او مربوط باشد. هیچ كس از زمان دقیق آمدن او آگاه نخواهد بود بلكه كساني كه به كلیسا - عروس تعلّق دارند خود را براي استقبال داماد آسماني آماده خواهند كرد. هیچ كدام از بحثها و موعظههایي كه دربارة هفت رعد ایراد ميشوند منشأ الهي ندارند. لقب شیر براي خداوند، در رابطه با كلیساي عهد جدید هرگز به كار نرفت. تنها در زمان باز شدن كتاب اسرارآمیز مكاشفه 5 : 5 است كه خداوند به عنوان شیر پیروزمند سبط یهودا وارد صحنه ميشود. با مراجعه به آیات نب ّوتي دیگر كه در آنها اصطلاح كلیدي"غرش"به كار رفته است ا ّطلاعات روشني در رابطه با تح ّولات آیندة اسرائیل در اختیار ما گذاشته ميشود: «پس تو به تمامي این سخنان بر ایشان نب ّوت كرده، به ایشان بگو:خداوندازاعليعلیینغرش مينمایدوازمكانقدسخویش آوازخودراميدهدوبهضدمرتعخویشبهشّدت 

غرش مينماید و مثل آناني كه انگور را ميافشرند، بر تمامي ساكنان جهان نعره ميزند.» ( ارمیا ۲5 : 30 ) «ایشان خداوند را پیروي خواهند نمود. او مثل شیر غرشخواهد نمود و چون غرش نماید فرزندان از مغرب به لرزه خواهند آمد.» ( هوشع ۱۱ : ۱0 ) «و خداوند از صهیون نعره ميزند و آواز خود را از اورشلیم بلند ميكند و آسمان و زمین متزلزل ميشود، ا ّما خداوند ملجاي قوم خود و ملاذ بنياسرائیل خواهد بود.» ( یوئیل 3 : ۱۶ ) «پس گفت: خداوند از صهیون نعره ميزند و آواز خود را از اورشلیم بلند ميكند و مرتعهاي شبانان ماتم ميگیرند و قلّة َك ْر َم ْل خشك ميگردد.»

( عاموس ۱ : ۲ )

طبق مكاشفه ۱4 : ۱، ۱44000 مهر شده در كوه صهیون جمع خواهند شد. این واقعه پس از پایان خدمت دو نبي به وقوع ميپیوندد كه در آن زمان پایهاي خود را روي زمین و دریا گذاشته و آواز خود را چون صداي غرش شیر بلند ميكند. هفت رعد - نه هفت واعظ - تنها زماني فریاد بر ميآورند كه خداوند فریادي غرشآسا سر ميدهد. «و چون هفت رعد سخن گفتند، حاضر شدم كه بنویسم. آنگاه آوازي از آسمان شنیدم كه ميگوید: آن چه هفت رعد گفتند مهر كن

و آنها را منویس.» ( مكاشفه ۱0 : 4 )

گفتههايهفترعددركتابنبّوتمكتوبنشدهاند.پسميتوانگفتكهاینگفتههاجزیيازكتابمقّدسنیستند.به دیگر سخن این كه این گفتهها براي ما جزیي از كلام محسوب نميشوند. در نتیجه گفتههاي هفت رعد نميتوانند جزیي از كلامي باشند كه موعظه ميشود، مطالعه ميشود و مردم به آن گوش سپرده، ایمان ميآورند. ( مكاشفه ۱ : 3 ) آمین. واعظان تنها وظیفه دارند كلام مكتوب خدا را اعلام كنند. ( د ّوم تیموتاؤس 4 : ۱ - 5 ) دربارة مكاشفة اسرار باید گفت كه عمل مكاشفه تنها به كلام مكتوب مربوط ميشود. آن چه كه مكتوب نیست و به بیاني، براي ما نوشته نشده است، رازي است كه تنها به خدا مربوط ميشود. او در زمان مناسب، رأي و گفتة خود را محقّق ميكند. (تثنیه ۲9 : ۲9) زماني كه خداوند در خروج باب ۲0 شریعت را نازل كرد و در كتاب ا ّیوب، مزامیر، یوحنّا باب ۱۲ و كتاب مكاشفه

سخن ميگوید، صداي خدا به رعد تشبیه شده است.

خدا گفته است كساني كه به شهادت كامل كتب مقّدسه، از جمله مكاشفه چیزي بيافزایند از مصیبت بزرگ عبور خواهند كرد و بلایاي این دوره را خواهند چشید. این یك هشدار الهي است ( مكاشفه ۲۲ : ۱8 – ۱9 ) باید گفت هر گونه تص ّور وبرداشتشخصي ازكتاب مقّدسبهویژههفترعد،فرضیهايبیشنیستند.ازاینروهرچهدربارةهفترعداعلام ميشود بياساس است و تو ّهمي بیش نیست. حقیقت آن است كه كسي از محتواي هفت رعد آگاه نیست، چون خدا چنین مقّدركردهاست.اوكهبههمهچیزوقوفدارد،تصمیمگرفتهاستزمانظهورآنواقعهرافاشنكند.دراینموردنیز باید گفت كه خدا خود مفسر خویش است و او همه چیز را طبق رأي و نقشة خود به پیش ميبرد. واژة كلیدي دیگري كه دربارة این رویداد با شكوه به كار رفته است، كلمة"سوگند"است. «و آن فرشتهاي كه بر دریا و زمین ایستاده دیدم، دست راست خود را به سوي آسمان بلند كرده، قسم خورد به او كه تا ابدالآباد زنده است كه آسمان و آن چه را كه در آن است و زمین و آن چه را كه در آن است و دریا و آن چه را كه در آن است آفرید كه بعد از این زماني نخواهد بود، بلكه در ا ّیام صداي فرشتة هفتم، چونكرنا را ميباید بنوازد، سر خدا به اتمام خواهد رسید، چنان كه بندگان خود انبیا را

بشارت داد.» ( مكاشفه ۱0 : 5 - 7 )

همان طور كه در بابهاي 8 و 9 خواندیم، شش فرشته كرنا نواختند. در حالي كه از نواخته شدن كرناي هفتم هنوز هیچ صحبتي نشده است. نواخته شدن كرناي هفتم با عبارت خاصي اعلام ميشود. زیرا قرار است در آن موقع حادثة عجیبي رخ دهد. كاربرد اصطلاح عهد عتیقي"بندگان خود انبیا"نشان ميدهد كه منظور اسرائیل است، نه كلیساي عهد جدید.

چون در غیر این صورت عبارت"رسولان و انبیاي او"به كار ميرفت. ( افسسیان 3 : 5 و ... )

دانیال نبي اجازه یافت به فرجام روزهاي واپسین نگاه بیندازد. او هم چنین آن فرشتهاي را كه قسم ميخورد با چشمان خود دید. دانیال پرسید: «و یكي از ایشان به آن مرد ملبس به كتان كه بالاي آبهاي نهر ایستاده بود گفت: انتهاي این عجایب تا به كي خواهد بود؟ و آن مرد ملبس به كتان را كه بالاي آبهاي نهر ایستاده بود شنیدم كه دست راست و دست

چپ خود را به سوي آسمان برافراشته، به حي ابدي قسم خورد كه براي زماني و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراكندگي ق ّوت قوم مق ّدس به انجام رسد، آنگاه همة این امور به اتمام خواهد رسید.» ( دانیال ۱۲ : ۶ - 7 )

اگر چه درك كامل علّت تشابه این دو آیه مقدور نیست، ا ّما شباهتهای موجود بین دو آیه را نیز نميتوان نادیده گرفت. در زمان دانیال نبي، فرشته هر دو دست خود را بلند كرد، زیرا آن كتابچة گشوده، هنوز در دستهایش قرار نداشت. او در آن زمان به او كه تا ابدالآباد زنده است قسم خورد. در حالي كه در مكاشفه ميبینیم كه فرشته تنها دست راست خود را به سوي آسمان بلند كرده است چون در دست دیگرش آن كتابچة اسرارآمیز قرار دارد. او به آن كه تا ابدالآباد زنده است قسم ميخورد. براي دانیال نبي چنین باز شد كه زمان اداي این قسم تا سرانجام كار، یعني موقعي كه آن قدرت ویرانگر كهبرعلیهمقّدسینبرانگیختهشد،منقضيميشود،سهسالونیموقتخواهدبود.درمكاشفه۶:۱0نیزچنین ميخوانیم: «... كه بعد از این زماني نخواهد بود.» هر دو عبارت صحیح هستند. زیرا از آن زمان است كه شمارش

معكوستمّدنبشريآغازميشود.

خداوند به عنوان فرشتة عهد حاضر ميشود و فریادي غرشآسا چون شیر سر ميدهد. او سپس خویشتن را به عنوان ب ّره به ۱44000 نفر ميشناساند. این مسئله گویاي آن است كه آنها نیز فدیه شدهاند. تو ّجه داشته باشید كه از زمان باز شدن كتابچة اسرارآمیز، او هم به عنوان شیر و هم به عنوان ب ّره مع ّرفي شده است. ( مكاشفه 5 : 5 - ۶ ) سپس برگزیدگان اسرائیل به آن كسي كه نیزه زدهاند نگاه خواهند كرد. ( زكر ّیا ۱۲ : ۱0 ) پس از پایان خدمت دو نبي، همة برگزیدگان بنياسرائیل یعني ۱44000 نفر بر كوه صهیون حاضر ميشوند. در همان حال اسرائیل مسیح را ميشناسد و از دسیسههاي ضد مسیح آگاه ميشوند. به این ترتیب پیمان بین ضد مسیح و اسرائیل شكسته ميشود. ( دانیال 9 : ۲7

)

بعدازآنیكمّدتسهسالونیمهستكهبهدورةمصیبتبزرگمربوطميشود.باپایانایندورهبخشيازتاریخ بشر ّیت سرانجام ميیابد. از مطالعة مكاشفه ۱۱ : ۱5 چنین بر ميآید كه نواخته شدن كرناي فرشتة هفتم به مفهوم اعلام برقراري ملكوت خدا بر زمین نیز است. به همین خاطر است كه در باب ده موضوعِ روز برقراري ملكوت مطرح ميشود كه این مسئله به آواز فرشتة هفتم مربوط ميشود. نواخته شدن شش كرناي ا ّول به نزول داوریهاي الهي مربوط ميشود

بدون آن كه چیزي اعلام یا آوازي شنیده شود.

همان طور كه از طریق آواز فرستاده هفتم دورههاي كلیسا، همة رازها مكشوف شدهاند و كلیسا از طریق آن تا فریاد نیمه شب یعني: «اینك داماد ميآید به استقبال وي بشتابید» به كامل ّیت ميرسد. به همین ترتیب زماني كه كرناي هفتم طنین مياندازد [ برقراري ] ملكوت خدا اعلام ميشود. همان طور كه در مكاشفه 3 : ۱۱ - ۲۲ آمده است، فرشتة هفتم كلیسا، پیغام اصلاح و بازگشت به وضع ّیت ا ّول را با خود ميآورد، از طریق خدمت فرشتة هفتم همة رازهاي عهد عتیق

و عهد جدید، از سفر پیدایش تا كتاب مكاشفه، [ براي كلیسا ] باز شدند.

ولي نكتة مهم این است كه در مكاشفه باب ده از رازهاي كلام صحبت نشده است بلكه سخن از یك راز است كه باید به اتمام برسد و مسیح راز خدا است. ( كولسیان ۲ : 3 ) پس اشتباه نكنیم! خدمت فرشتة هفتم كلیسا و رازهایي كه به واسطة پیغام او باز خواهند شد به روزهایي كه فرشتة هفتم شیپور خود را به صدا در ميآورد مربوط نميشود. تحقّق كامل نقشههاي نجات خدا در این راز نهفته است. این نویدي است كه خداوند به خادمان خود یعني به انبیاي عهد قدیم و

همین طور رسولان و خدمتگزاران عهد جدید داده است.

كلیسا از ابتداي پیدایش همواره راز خدا را اعلام كرده است. پولس در این راستا چنین نوشته است: «و بالاجماع سر دینداري عظیم است كه خدا در جسم ظاهر شد ...» ( ا ّول تیموتاؤس 3 : ۱۶ ) مشكل آنجا بود كه اسرائیل نميتوانست این راز را بفهمد، ولي روزي خواهد رسید كه آنها در مقابل راز فوق ادراك [ تجلّي ] خدا در مسیح یعني ماشیح، سر تسلیم فرود بیاورند. فقط در این زمان است كه مسیح براي آنها باز خواهد شد و نقابي كه بر دل ایشان قرار دارد

برداشته خواهد شد. ( د ّوم قرنتیان 3 : ۱5 - ۱۶ ) همان طور كه در باب ده مكاشفه آمده است این واقعه زماني محقّق خواهد شد كه فرشتة هفتم كرنا را بنوازد. آنگاه ملكوت عیسي اعلام و راز خدا به اتمام خواهد رسید.

یوحنّا، كتابچة شیرین - تلخ را ميخورد

«و آن آوازي كه از آسمان شنیده بودم، بار دیگر شنیدم كه مرا خطاب كرده، ميگوید: برو و كتابچة گشاده را از دست فرشتهاي كه بر دریا و زمین ایستاده است بگیر. پس به نزد فرشته رفته، به وي گفتم كه كتابچه را به من بدهد. او مرا گفت: بگیر و بخور كه اندرونت را تلخ خواهد نمود، لكن در دهانت چون عسل شیرین خواهد بود. پس كتابچه را از دست فرشته گرفته، خوردم كه در دهانم مثل عسل شیرین بود، ولي چون خورده بودم، درونم تلخ گردید. و مرا گفت كه ميباید تو اقوام و ا ّمتها و زبانها و پادشاهان بسیار را نب ّوت كني.» ( مكاشفه ۱0 : 8 - ۱۱ ) از مطالعة بافت مذكور به راحتي ميتوان فهمید كه منظور از خوردن كتابچه چیست. حزقیال نبي تجربة مشابهاي را براي ما نقل كرده است. ( حزقیال ۲ : 8 و 3 : 3 ) در هر دو مورد ميبینیم كه مردان خدا طومار مكتوبي را ميخورند. این به این مفهوم است كه آنها ابتدا باید كلام را در خود جذب كنند و سپس به سایرین منتقل كنند. پس از این تجربه، رایي از جانب خدا براي اقوام و حاكمان جهان نب ّوت ميكند. به این نكته تو ّجه كنید! در اینجا سخن از اعلام انجیل نیست بلكه صحبت از نب ّوت دربارة اقوام است. بین بشارت به اقوام و نب ّوت دربارة آنها تفاوت زیادي وجود دارد. دو نبي مكاشفه باب یازده، كلام را نه براي اقوام و ا ّمتها بلكه براي فرزندان اسرائیل اعلام خواهند نمود. آنها دربارة اقوام جهان، تنها نب ّوت خواهند كرد. در حال حاضر انجیل جاویدان به عنوان شهادت به ا ّمتها اعلام ميشود. ( متي باب ۲4 : ۱4 ) در حالي كه آن دو نبي در خدمت خود،

قول خداوند را دربارة اقوام گیتي كه به ش ّدت مبتلا خواهند شد اعلام ميكنند.


## Chapter navigation

- [Previous chapter](https://nasa.misia.sk/book_chapters/3571.md)
- [Book contents](https://nasa.misia.sk/books/1232.md)
- [Next chapter](https://nasa.misia.sk/book_chapters/3573.md)

## Available translations

- [فارسی (farsi)](https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572.md)

## Source

- [Canonical HTML page](https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572)
- [Markdown representation](https://nasa.misia.sk/book_chapters/3572.md)
